عباس اقبال آشتيانى

349

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

سفير از ايلخان فرمانى شامل امتيازات ديگرى براى تجار مملكت خود گرفت و جهت قطع و فصل دعاوى بين تجار ونيزى و مردم ايران ونيزيها قنسولهاى چند به شهرهاى معتبر ممالك ايلخانى فرستادند و اولين قنسول ايشان در تبريز در حدود سال 724 به آن شهر وارد شد و روز به روز اين قبيل روابط رو به افزايش گذاشت . ايلخانان آخرى ابو سعيد خان آخرين ايلخان بزرگ اين سلسله است زيرا كه بعد از مرگ ناگهانى او سلسلهء ايلخانان بسرعت رو بانحطاط رفته و مقام ايلخانى در ميان يك عده از شاهزادگان بىلياقت خاندان چنگيزى و امراى متخاصم موضوع نزاع و كشمكش قرار گرفته و بتدريج ممالك ايلخانى را به قسمتهاى چند مجزا ساخته و زمينه را براى استيلاى امير تيمور گوركان كه از قضا در همين سال فوت ابو سعيد تولّد يافته بود فراهم كرده و دولت دوروزهء جميع ايشان بدست اين امير قهار برافتاده است . ابو سعيد خان فرزند ذكور نداشت و چون غازانخان هم در دورهء ايلخانى خود شاهزادگان خاندان هولاگو را يا كشته و يا به كلى از نام و نشان انداخته بود پس از مرگ ابو سعيد كسى كه بتواند زمام كارها را در دست بگيرد وجود نداشت . خواجه غياث الدين محمد پس از شور با امرا و خاتونان ابو سعيد يكى از نوادگان اريق‌بوكا برادر هولاگو را كه ارپاگاون نام داشت و ابو سعيد نيز او را نامزد جانشينى خود كرده بود به ايلخانى برداشت و بزرگان مغول بلافاصله پس از اقامهء مراسم تشييع جنازهء ابو سعيد او را به اين سمت اختيار نمودند . در ميان خاتونان ابو سعيد بغداد خاتون انتصاب او را تصويب نمىكرد و چون او بمسموم ساختن ابو سعيد و تحريك اوزبك خان به حملهء به ايران متهم بود ارپاگاون او را چنان كه گفتيم بدست يكى از خواجه‌سرايان در حمام بقتل رساند و دلشاد خاتون كه حامله بود از ترس بعراق عرب گريخته بعلى پادشاه حكمران آن ديار پناه جست . سلطنت ارپاگاون ( از 13 ع 2 تا 4 شوال 736 ) - ارپاگاون پس از جلوس لشكر بدربند كشيد تا از پادشاه دشت قبچاق كه بحدود نهر كورا آمده بود جلوگيرى نمايد . پس از مختصر زدوخوردى ارپا غالب آمده بتبريز مراجعت كرد و ساتى بيك